گدا خونه

 
آخ و وای.....عید
نویسنده : حسام - ساعت ۳:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱
 
آخ...وای...ندارم...ندارم...
مگه ول میکنن این بچه ها....
حالا بچه اون بابا پولداره...میتونه بخره...ما چی؟...بدبختیم...بیچاره ایم
این عید دیگه کجا بود که اینطور باید زن و بچه و عیالات (اونم از نوع غیر متحد) سر من خراب شن؟
بابا ندارم...
من نمیفهمم اصلا این عید رو کدوم شکم سیری اختراع کرد...مگه به چنگم نیفته
اون بچه هه که صبح تا شب هی دم گوش من اون شعر مشمئز کننده رو میخونه...کدوم؟
همونکه میگه .....عید آمد و ما لختیم ....هر شب به بابام گفتیم .....و.....
خلاصه....عید اومد...
فکر نکنین ما بدبخت بیچاره ها عید نداریم...خوبشم داریم
هفت سین هم داریم....
سکه ۱تومنی
سکه ۲ تومنی
سکه ۵ تومنی
سکه ۱۰ تومنی
سکه ۲۵ تومنی(از نوع قدیمی و دو رنگش)
سکه ۲۵ تومنی (از نوع جدیدی و نیمچه طلایش)
سکه ۵۰ تومنی
سبزه هم که اون یکی بچه از پارک دم خونه کنده آورده...یه نخ شیرینی قرمز هم بهش(مثلا) گره زده
ماهی هم که داریم...کی گفته که باید حتما زنده باشه
آینه نداریم...چون هفته پیش بچه کوچیکه ترکوندش.اگه هم داشتیم معلوم نبود کجاست ..چون ما هرگز بهش احتیاجی نداریم
دیگه چی؟
آها میمونه سبزی پلو با ماهی شب عید....خوب منم عهد و عیالات رو ورداشتم و رفتیم دم یه رستوران بزرگ...آی بوی سبزی پلو با ماهی میومد...
پیدا کردنش خیلی سخت بود...آخه جدیدا ماهی ها رو یه کاری میکنن که بو نده...اما این رستورانه انگار بلد نبودش....خلاصه که جای شما خالی....تا تونستیم نون با دود ماهی خوردیم...
ولی بده در راه خدا....چه عیدش...چه غیر عید
 
comment نظرات ()