گدا خونه

 
در آستانه میلاد مبارک ولی نعمت مون
نویسنده : حسام - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۸
 

یه روز یه مولایی با غلامش به زیارت امام رضا رفت

چون زیارتشون تمام شد ارباب غلامش را خواست گفت ببین جلوی امام رضا (روحی له الفدا) می خوام چند تا چیز بهت بدم

1-در راه خانه همین امام رضا (علیه السلام) آزادت کردم

2-اون باغی را که در دیار خودمان داریم به تو بخشیدم

3-اون کنیزی که می دونم دوستش داری به تو بهخشیدم که با او ازدواج کنی

چون صحبت ارباب تمام شد غلام شروع کرد گریه کردن و ناله می زد

مولایش پرسید که چرا گریه می کنی؟

من که این همه به تو نعمت دادم؟

گفت گریه ام برای اینست که این اقا چقدر کرم داره و آقاست؟

همین دو دقیقه پیش نمیشد که من اونور ضریح به آقا گفتم آقا جان به جون مادرت زهرا(سلام الله علیها) میشه به دلش بندازی منو آزاد کنه؟ و اون باغ را به من بده؟و اون کنیز را به من بده؟

هنوز از زیارت فارغ نشدم که داد

دوستان عزیز: از امام رضا بخواهید هر چی می خواهید

خودشون فرمودند : تا نمک سفرتون را از ما بخواهید

امام رضا(روحی لقبرک الفدا)

آقا جان اگه یک گدا دست خالی بیاد در خونتون عیبی نداره ولی اگه دست خالی بره برای شما عیبه

I1.jpg

 

مرغ حقم ذکر یاهو می زنم

دلشکسته پر به این سو می زنم

آبرویم از علی موسی الرضاست

بر درش هر روز جارو می زنم

من لباس نوکری پوشیده ام

بهر این خدمت زجان کوشیده ام

ساقی فیضم امام هشتم است

جرعه ای از ساغرش نوشیده ام

ای ملایک ای مقیمان حرم

حافظان قبر شاه محترم

بر رضا از ما رسانید این پیام

دستی از هم از ما بگیرد از کرم


 
comment نظرات ()