/ 2 نظر / 2 بازدید
مریم

سلام عید شما هم مبارک مرسی که اومدی [گل]

سحر

نمی دانم کدامین روز و کدامین ساعت دیدارت را نوید خواهی داد و چشمانِ خیس ِ اشتیاقم را به گرمای حضورت روشن خواهی کرد ، اما دل ، بی تابانه حضورت را به انتظار نشسته است... شاید همین بهتر که بگویمت دل اینقدر برایت تنگ شده که حتی جایی برای سوزن انداختن هم نمانده... شاید هم بهتر است که بگویم : اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من سلام خوبی مهربون مرسی که حضورت همیشه باعث دلگرمیم...با مطلبی به روزم دوست داشتی بیا خوشحال میشم روز خوبی داشته باشی[گل]